تبلیغات
تبیین کده - آیا قرآن معجزه است؟
بازی هاGames
برنامه هاApplications
گرافیکGraphic
درباره وبلاگ
About Us

دنیا را نباید دید! بلکه باید به آن نگاه کرد.
مدیر وبلاگ : محمدرضا محمدزاده
جستجو
Search
موضوعات
Category
آمار سایت
Statistics
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
امروز :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
Author

متولد 1365 شهرستان کاشمر
کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک منابع انسانی دانشگاه تهران
پیوندهای روزانه
Daily Links
آرشیو
Archive
لینک های سایت
Links
ابر برچسب های سایت
Tags
جدید ترین مطالب
Recent Posts
امکانات جانبی
Codes
اختصاصی آیا قرآن معجزه است؟
سوال : به دلیل این كه كسی نمی توانند مثل قرآن بیاورد نمی تواند دلیل معجزه بودن باشد؛ زیرا هر نوشته ای منحصر به فرد است، مثل شعر حافظ و یا خیام و امثال این ها را هم کسی نتوانسته بیاورد و همچنان اشعار و آثار آن ها بدون تغییر باقی مانده است...

پاسخ :
برای روشن شدن پاسخ، نكاتی چند ذكر می شود: 
1. با دقت در عبارات سوال به دست می آید كه: 

اولاً: قرآن مثل ندارد و كسی نتوانسته مانند آن را بیاورد و ثانیاً: قرآن تغییر نكرده و الفاظ و عباراتش به همان صورت اولیه اش باقی مانده است. ولی پرسش مورد نظر این دو امر را مختص به قرآن ندانسته و اظهار داشته است كه هر كتابی این دو ویژگی را دارد ـ مثل ندارد و تغییر هم نمی كند ـ و بعد بیان داشته است كه آن دو خصوصیت دلیل بر معجزه بودن قرآن نیست. بنابراین لازم است این دو مسأله مورد بررسی قرارگیرد تا روشن شود كه آیا واقعاً مثل نداشتن و تغییر ناپذیر بودن، مخصوص قرآن است، یا سایر كتب مانند دیوان حافظ و ... هم آن دو ویژگی را دارند. 
مثل نداشتن ویژگی منحصر به فرد قرآن: 
قرآن كریم خود را بی مثل معرفی می كند و همه علما و دانشمندان تمام عصرها را تا قیامت به صورت های مختلف و با جدیت تمام به مبارزه و هماوردی دعوت می كند: 
1. در آیه ای تمام جنیان و انسان ها را از آوردن كتابی مثل قرآن عاجز معرفی می كند و مدعی است كه حتی اگر همه آنها دست به دست هم دهند و هم فكری كنند تا كتابی مثل قرآن را بیاورند نمی توانند چنین كاری كنند، آن آیه چنین است: «قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یأتوا بمثل هذا القران لا یأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهیراً»[1] یعنی: « (ای پیامبر!) بگو: اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یكدیگر را كمك كنند.» 

2. در آیه ای دیگر خواسته شده فقط ده سوره مثل سوره های قرآن بیاورند: «ام یقولون افتریه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتریات و ادعوا من استطعتم من دون الله ان كنتم صادقین»[2] یعنی: «آیا می گویند: او به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگی است)؟! بگو: اگر راست می گویید، شما هم ده سوره ساختگی همانند این قرآن بیاورید؛ و تمام كسانی را كه می توانید ـ غیر خدا ـ (برای این كار) دعوت كنید!» 

3. در آیه 23 سوره بقره و آیه 38 سوره یونس به آوردن یك سوره مثل سوره های قرآن تحدی (هماورد طلبی) شده است، برای اختصار به ذكر آیه اول بسنده می شود: «و ان كنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوم شهداء كم من دون الله ان كنتم صادقین» یعنی: «اگر درباره آنچه بر بنده ما (پیامبر) نازل كرده ایم، شك و تردید دارید، (دست كم) یك سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را ـ غیر خدا ـ (برای این كار) فرا خوانید اگر راست می گویید.» 

با توجه به آیات فوق نه تنها مجموع قرآن بی نظیر است بلكه تك تك سوره های آن هم مثل ندارند كه ظاهراً در متن شبهه فوق این مطلب دست كم درباره كل قرآن (به صورت مجموعی) پذیرفته شده است منتهی ادعا شده است كه این ویژگی اختصاص به قرآن ندارد و سایر كتاب ها مانند دیوان حافظ و ... نیز مثل ندارند. 

آری: اگر مقصود از «مثل» شباهت و همانندی در جمیع جهات اعم از زبان، مكان و زمان تألیف و قرار گرفتن، نوع كاغذ، مؤلف، اندازه، الفاظ، معانی، نظم یا نثر بودن و ... باشد این ادعا درست خواهد بود؛ و اصلاً هیچ چیزی كه مثل (شبیه كامل از جمیع جهات) به چیز دیگری در جهان وجود نخواهد داشت: حتی نسخه های مختلف از یك كتاب، هر چند از جهت مؤلف، لفظ، محتوا، نوع خط و ... یكسان باشند باز مثل هم (به معنی ذكر شده) نخواهند بود زیرا از جهات متعدد دیگری مثل مكان و وضع قرار گرفتن و ... باز هم متفاوت خواهند بود و با این حساب اصلاً هیچ چیزی كه با چیز دیگر شباهت كامل و از جمیع جهات داشته باشد، در جهان وجود نخواهد داشت، اما روشن است كه چنین معنایی برای «مثل» نادرست است؛ توضیح اینكه واژه مثل یك كلمه عربی است و قرآن نیز به زبان عربی نازل شده است بنابراین وقتی قرآن مدعی می شود كه «مثل» ندارد و نخواهد داشت، باید دید مرادش چیست؟ و مثل به چه معنایی است؟ 

معنی واژه «مثل»: 
در كتاب «التحقیق فی كلمات القرآن»، پس از ذكر عبارات چند كتاب لغوی معتبر در زبان عربی چنین نتیجه گرفته است كه اصل این ماده به معنی برابری چیزی با چیزی در ویژگی های اصلی و برجستة مورد نظر است. [3] بنابراین وقتی گفته می شود قرآن بی «مثل» است، مقصود این است كه: هیچ نوشته ای و سخنی در اوصاف اصلی مانند فصاحت و بلاغت، مضمون عالی و ... مانند قرآن نیست. یعنی نمی توان ارزش آن را در جهات مذكور بسان قرآن دانست. حتی نهج البلاغه امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ نیز با این كه بسیار فصیح و بلیغ و خارج از توان بشر عادی است و مضامین بسیار عالی دارد باز توان برابری با قرآن را ندارد. و در واقع معارف آن از قرآن اخذ شده است. و اما سایر كتاب ها هر چقدر هم كه زیبا و پر محتوا باشند باز با قرآن قابل مقایسه نیستند و مشابه دارند؛ به عنوان مثال در بین كتاب های ادبی مسلماً دیوان حافظ اگر برجسته ترین نباشد از جملة برجسته ترین ها می باشد؛ اما اصلاً با قرآن قابل مقایسه نیست و مضامین عالی آن از قرآن اقتباس شده است چنانكه خود حافظ این مطلب را گوشزد می كند: 
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم[4] 
و در جای دیگر می گوید: 
عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی با چهارده روایت[5] 

به علاوه كتاب های دیگری ممكن است وجود داشته باشند كه از جهت ارزش ادبی با دیوان حافظ قابل مقایسه باشند و بلكه در بعضی جهات بالاتر از آن باشند، چنان كه اشعار و نثر سعدی در باب موعظه قوی تر از حافظ است و مثنوی و معنوی مولوی در بعد عرفانی با دیوان حافظ قابل مقایسه است و به عقیده بعضی از علما اشعار عرفانی ابن فارض كه به عربی سروده شده قابل مقایسه با اشعار حافظ و بلكه قوی تر از آن است.[6] 

تذكر: ممكن است كتابی در موضوعی نوشته شود و فعلاً نظیر هم نداشته باشد ولی این به جهت عجز دیگران از نوشتن كتابی مثل آن یا بالاتر از آن نیست، بلكه به جهت بی اهمیت بودن آن موضوع، یا به جهت نبودن انگیزه برای كسی در نوشتن آن و یا ... است. ولی با توجه به تحدی (مبارزه طلبی) قرآن، دشمنان انگیزه های بسیار قوی برای مقابله به مثل كردن داشته و دارند و اقداماتی نیز در این باره كرده اند و رسوا شده اند؛ در آینده نیز اگر كل انسان ها جمع شوند تا كتابی مثل قرآن، یا متنی مثل یك سوره از قرآن بیاورند نمی توانند چنین كاری كنند و اگر بر فرض محال چنین كاری انجام شود دیگر هیچ یك از مسلمانان قرآن را معجزه نخواهند دانست. 

تغییر ناپذیری ویژگی قرآن: 
همان طور كه اشاره شد، در شبهة مورد بحث با اذعان به تغییر ناپذیری قرآن، سایر كتب نیز تغییر ناپذیر به شمار رفته اند؛ اما حق این است كه تغییر ناپذیری قرآن مسلم است و بهترین شاهد آن هم این است كه نسخه های مختلف قرآن در هر جا كه باشند همه از جهت الفاظ یكسان هستند و حتی در یك حرف نیز با هم اختلاف ندارند. ولی تغییر ناپذیری سایر كتاب ها به مزاح شبیه تر است تا به واقعیت و شاهد آن هم این است كه بسیاری از كتاب ها در طول زمان دچار تغییر شده یعنی چیزی از آن كاسته شده یا چیزی به آن افزوده گردیده و یا مطالبش تغییر كرده است. بلكه گاهی چاپ دوم با چاپ اول تفاوت چشم گیری دارد كه این تغییرات گاهی توسط مؤلف و گاهی توسط دیگران انجام می شود. و در واقع غیر قرآن شریف، بقیه کتاب ها، کتاب های ویرایشی هستند. 

معجزه بودن قرآن: 
در مباحث قبل روشن شد كه اولاً : قرآن مثل ندارد و كسی نمی تواند مثل آن را بیاورد و تغییر ناپذیر است ـ چنان كه در متن شبهه نیز به این مطلب اعتراف شده است. ـ ثانیاً: این دو ویژگی مخصوص قرآن است و هیچ كتاب دیگری كه نوشته بشر است چنین خصوصیتی ندارد؛ و توجه به این دو مطلب برای تصدیق معجزه بودن قرآن كافی است. چرا كه: «معجزه به كار ویژه و خارق العاده ای گفته می شود كه تنها فرستادگان الهی توان انجام آن را دارند و بشر عادی حتی اگر تمام قوای خود را به كار گیرد، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان است.»[7] و وقتی ثابت شد كه قرآن مثل ندارد و بشر عادی توان آوردن حتی مثل سوره ای از آن را ندارد، معجزه بودن آن ثابت می شود. معجزه بودن قرآن در آیة 23 سوره بقره ـ كه متن آن گذشت ـ به صورت قیاس استثنایی بیان شده است: «اگر شما در حقانیت قرآن تردید دارید و آن را ساختة فكر بشر می پندارید، پس آوردن همانند آن باید برای شما ممكن باشد؛ در صورتی كه اگر همه شما توان خود را به كار گیرید قطعاً نمی توانید مانند آن را بیاورید و همین ناتوانی شما نشانة كلام الله بودن قرآن است.»[8] 
و تغییر ناپذیر بودن قرآن، معجزه بودن آن را بیش تر تأکید می كند. هر چند این وصف یكی از اوصافی است كه قرآن را بی مثل می كند. 

لازم به ذكر است كه اعجاز قرآن، محدود به یك بعد نیست بلكه در ابعاد مختلف مانند ابعاد زیر معجزه است: 1ـ درس نخوانده بودن پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ 2ـ فصاحت و بلاغت 3ـ آموزه ها و معارف عالی 4ـ هماهنگی و عدم وجود اختلاف در كل آیات قرآن 5ـ وجود خبرهای غیبی در قرآن 6ـ طرح مسائل دقیق علمی 7ـ آفرینش های هنری و ... كه تفصیل این ابعاد اعجازی قرآن در این مختصر نمی گنجد و در منابعی كه معرفی خواهد شد می توان مطالعه كرد. 

برخی از اندیشمندان غیر مسلمان نیز وقتی با دیده انصاف به قرآن نظر كرده اند به عظمت، بلكه به اعجاز قرآن اقرار كرده اند[9] كه برای نمونه یك مورد ذكر می شود: 
بانو دكتر «لورا واكیا واگلیری» استاد دانشگاه «ناپل» در كتاب «پیشرفت سریع اسلام» می نویسد: «كتاب آسمانی اسلام نمونه ای از اعجاز است ... قرآن كتابی است كه نمی توان از آن تقلید كرد، نمونه سبك و اسلوب قرآن در ادبیات، سابقه ندارد، تأثیری كه این سبك در روح انسان ایجاد می كند ناشی از امتیازات و برتری های آن است ... چطور ممكن است این كتاب اعجاز آمیز ساختة محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ باشد در صورتی كه او یك عرب درس نخوانده ای بود ... ما در این كتاب گنجینه ها و ذخائری از علوم می بینیم كه فوق استعداد و ظرفیت با هوش ترین اشخاص و بزرگ ترین فیلسوفان و قوی ترین رجال سیاست و قانون است. به دلیل این جهات است كه قرآن نمی توان كار یك مرد تحصیل كرده و دانشمندی باشد.»[10] 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: 
1. آیت الله محمد هادی معرفت، التمهید، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، جلدهای 4، 5 و 6. 
2. همان، علوم قرآنی، ناشر: مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التهمید و سازمان مطالعه و تدوین كتب، علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، چ دوم، 1379، ص 203 ـ 270. 
3. آیت الله عبدالله جوادی آملی، قرآن در قرآن، قم: مركز نشر اسراء، چ دوم، 1378، ص 85 ـ 177. 
4. همان، تسنیم، قم: مزكز نشر اسراء، چ اول، 1378، ج 2، ص 409 ـ 443. 
5. شهید آیت الله مرتضی مطهری، مجموعه آثار، تهران: صدرا، چ چهارم، 1377، ج 4، ص 426 ـ 617.

[1] . اسراء/ 88 و در آیه 34 سوره طور از مخالفان خواسته شده تا سخنی مانند قرآن بیاورند. 
[2] . هود/ 13. 
[3] . حسن المصطفوی، التحقیق فی كلمات القرآن، بی جا، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، چاپ اول، 1369، ج 11، ص 25. 
[4] . بیتی از غزل 319 دیوان حافظ. 
[5] . بیتی از غزل 94 دیوان حافظ. 
[6] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1377، ج 13، ص 221؛ و حسینی تهرانی، محمد حسین، روح مجرد، تهران، انتشارات حكمت، چاپ سوم، 1416 ه‍ ق، ص 628. 
[7] . جوادی آملی، عبدالله، قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، چاپ دوم، 1378، ص 89. 
[8] . جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، انتشارات اسراء، چاپ اول، 1378، ج 2، ص 413 ـ 414. 
[9] . ر.ك: معرفت، محمد هادی، التمهید، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، 1411 ه‍ ق، ج 4، ص 191 ـ 202؛ و مكارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، چاپ بیست و دوم، 1366، ج 1، ص 135 ـ 138. 
[10] . تفسیر نمونه، همان، ص 138.

منبع : www.andisheqom.com

برچسب ها : ، ، ، ، ،
نویسنده : دوشنبه 18 شهریور 1392 - 12:02 ق.ظ نظرات () موضوع : تبیین شبهات، علمی - نوآوری، ادامه مطلب
نظرات
Comments
foot pain diagnosis در تاریخ پنجشنبه 15 تیر 1396 06:36 ب.ظ گفته:
For the reason that the admin of this site is working, no uncertainty very quickly it
will be well-known, due to its quality contents.
http://cheryguldemond.bravesites.com در تاریخ شنبه 30 اردیبهشت 1396 04:12 ب.ظ گفته:
I would like to thank you for the efforts you have put in penning this website.
I'm hoping to see the same high-grade content from you later on as well.
In truth, your creative writing abilities has encouraged me to
get my own blog now ;)
BHW در تاریخ جمعه 25 فروردین 1396 09:40 ق.ظ گفته:
Generally I don't read post on blogs, however I
wish to say that this write-up very compelled
me to check out and do so! Your writing style has been amazed me.
Thanks, quite nice article.
محمد غفاریان در تاریخ شنبه 20 مهر 1392 10:15 ب.ظ گفته:
ممنون از مطالبت واقعا مفیدن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر