تبلیغات
تبیین کده - آیا نظام عالم نظام حق است ؟
بازی هاGames
برنامه هاApplications
گرافیکGraphic
درباره وبلاگ
About Us

دنیا را نباید دید! بلکه باید به آن نگاه کرد.
مدیر وبلاگ : محمدرضا محمدزاده
جستجو
Search
موضوعات
Category
آمار سایت
Statistics
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
امروز :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
Author

متولد 1365 شهرستان کاشمر
کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک منابع انسانی دانشگاه تهران
پیوندهای روزانه
Daily Links
آرشیو
Archive
لینک های سایت
Links
ابر برچسب های سایت
Tags
جدید ترین مطالب
Recent Posts
امکانات جانبی
Codes
اختصاصی آیا نظام عالم نظام حق است ؟

حق و باطل در جهان هستی

آیا نظام عالم نظام حق است ؟ نظام راستین است ؟ نظامی است آنچنان كه‏ باید باشد ؟ آیا هر چیزی در این نظام كلی در جای خود قرار دارد ؟ یا نه ، نظام باطل است ؟ در عالم هستی باطل راه دارد ؟ چیزهائی هست كه نباید باشد ؟ كل نظام پوچ و بی‏هدف و بی‏غایت است ؟ در برابر این پرسشها و نظایر آن اندیشمندان و متفكران چندسته شده اند : عده ای نظر اول را برگزیده اند و برخی نظر دوم را ، و گروهی دیگر به نظری متفاوت با هر دو دسته قبلی معتقد شده اند بعضی‏ فیلسوفان و از آن جمله اكثر مادیین نسبت به جهان ( و نیز نسبت به انسان‏( بدبین بوده اند و جهان را در مجموع خود یك امر نبایستی و نامطلوب و كور و كر و بی‏هدف می‏دانسته اند در مقابل ، الهیون و مكاتب الهی و خصوصا اسلام بطور قاطع و صریح خلقت عالم را بر حق می‏دانند و آن را عین خیر و نیكی و حسن می‏شمارند و برآنند كه هیچ كاستی و زیادتی در آن راه ندارد و باطل و لغو و بازیچه نیست ، و هیچ امر نبایستی در نظام جهان هستی وجود ندارد : « الذی احسن كل شی‏ء خلقه (1) ، ربنا الذی اعطی كل شی‏ء خلقه »(2)

:پروردگار ما خلقت هر چیز را نیكو ساخت ، وهرآنچه لازمه خلقتش بود به او عطا كرد ...

نظریه سومین گروه این است كه جهان و انسانتركیبی است از خیر و شر ، نیمی مطلوب و نیمی نامطلوب است ، نیمی بایستنی و نیمی نبایستنی‏ است ما دوگانگی را در جهان می‏بینیم در این عالم ، خیر و شر ، حق و باطل‏ ، نقص و كمال ، مرض و سلامت ، مرگ و حیات ، بی‏نظمی و نظم ، ظلم و عدل‏ ، فساد و صلاح ، خرابی و آبادانی زیاد به چشم می‏خورد این دوگانگی نشانه‏ این است كه در مبدأ و منشأ هستی دوگانگی وجود دارد ، زیرا امكان ندارد كه در آن واحد همه عالم از یك مبدأ و یك اصل ریشه گرفته باشد ، و در عین حال اختلاف و دوگانگی در آن وجود داشته باشد فكر ثنویت و دوگانگی‏ پرستی كه در ایران باستان رواج داشته ، از اینجا ناشی شده است كه برای جهان دو مبدأ قائل شده اند : مبدأ خیر و نور و خوبی ، و مبدأ شر و ظلمت و بدی ، و معتقد شدند كه سپاهیان و نیروهای این دو مبدأ یعنی سپاهیان یزدان و سپاهیان اهریمن همواره با یكدیگر در نبرد و ستیزند گرچه نوید دادند كه‏ بالاخره در پایان جهان سپاهیان خیر و نور بر سپاهیان شر و ظلمت پیروز خواهند شد ، سپاه شر و ظلمت شكست خواهد خورد و سپاه خیر و نور باقی‏ خواهد ماند . گرچه بحث خیر و شر را در كتاب " عدل الهی " به تفصیل شرح داده ایم‏ ، اما در اینجا نیز به مناسبت اشاره ای به آن می‏كنیم . در حكمت الهی اصالت در هستی با حق است ، با خیر است ، با حسن و كمال و زیبائی است ، باطلها ، شرور ، نقصها و زشتیها در نهایت امر و در تحلیل نهائی به نیستی‏ها منتهی می‏شوند ، نه به هستی‏ها شر از آن جهت كه‏ هست شر نیست ، بلكه از آن جهت كه منشأ نیستی درشی‏ء دیگری می‏شود شر است شرور ، ضرورتهائی هستند كه لازمه هستی خیرها و حق ها و به صورت یك‏ سلسله لوازم ذاتی لاینفك می‏باشند كه اصالت ندارند و در مقام مقایسه با حق ها و خیرها به منزله " نمود " هایی در مقابل " بود " ها هستند كه‏ اگر آن بودها بخواهند باشند این نمودها هم قهرا باید باشند . مسئله اصلی ، مسئله پیدایش ماهیت است كه به تبع وجود پدید می‏آیدهستی مطلق ، خیر محض است كه هیچ شر و نقص و زشتی در آن راه ندارد در این مرتبه از هستی كه مرتبه ذات حق است ، نه ماهیت در كار است و نه‏ نیستی اما مخلوقات الهی كه از او وجودیافته اند ضعفوجودی دارند ، چرا كه لازمه فعل بودن یك فعل ، تاخیر از فاعل است و جز خدا كه فاعل عالی الاطلاق است ، همه مخلوقات فعل او محسوب می‏شوند و لذا ضعف و نقص دارند لازمه فعل بودن ، ماهیت داشتن‏ است و همین طور فعل فعل یك درجه از او نازل تر است به این ترتیب‏ نیستی در عین اینكه اصالت ندارد در هستی راه پیدا می‏كند تا می‏رسیم به‏ عالم طبیعت یا ناسوت كه ازنظر حكمای الهی ضعیف ترین و ناقص ترین‏ عوالم وجود است ، در اینجا نشانه های ضعف وجود كه به یك اعتبار نشانه‏ های ماهیت و نیستی است ، بیشتر پدیدار می‏شود پس شر و باطل در عین حال‏ كه اصالت ندارد و از سنخ وجود نیست ، از لوازملاینفك درجات پائین‏ هستی است . به این ترتیب نظام هستی را اگر از آن جهت كه هستی است نظر كنیم ، باطل و ماهیت و نیستی در آن راه ندارد ، از بالا كه نگاه كنیم نور است ، اما از پائین كه نگاه كنیم سایه می‏بینیم ، سایه یك جسم لازمه جسم است كه‏ در عین اینكه اصالت ندارد ( و هر چه هست نور است ) ، اما به واسطه آن‏ جسم برای ذهن ما نمود پیدا می‏كند ، سایه چیزی نیست جز نبودن نور در یك‏ محدوده ، و بودن نور در اطراف آن . حكمت الهی همه چیز را در بسم الله الرحمن الرحیم خلاصه می‏كند ، می‏گوید ظهرالوجود بسم الله الرحمن الرحیم یعنی هستی به نام الله رحمان و رحیم به‏ ظهور می‏رسد و از یك دید خیلی عالی ، عالم جز الله و رحمانیت الله و رحیمیت الله چیز دیگری نیست تصور این معنا مشكل است اما خیلی عالی و لطیف است و اگر انسان این نكته را درك كرد بسیاری از مسائل برای او حل‏ می‏شود در این بینش ،عالم دو چهره دارد :چهره از اوئی و چهره به سوی اوئی ، چهره از اوئی‏ رحمانیت خداست و چهره به سوی اوئی رحیمیت خدا سایر اسماء الهی ، اسمهای تبعی هستند ، درجه دوم و سوم اند خداوند ،جبار و منتقم هم هست ، اما اصالت از رحمانیت و رحیمیت خداست صفات دیگر در واقع از این‏ اسماء ناشی می‏شوند حتی قهر هم از لطف ناشی می‏شود ، آن اصالتی كه لطف‏ دارد ، قهر ندارد دید توحیدی نمی‏تواند غیر از این باشد ، دید واقعی فلسفی‏ هم همین است و هستی شناسی واقعی غیر از این نیست .

پاورقی

 -1 سوره سجده ، آیه . 7

 -2 سوره طه ، آیه . 50 

برگرفته شده از کتاب  حق و باطل متفكر شهید استاد مرتضی مطهری

نویسنده : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 - 11:04 ب.ظ نظرات () موضوع : تبیین شبهات، ادامه مطلب
نظرات
Comments
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.