تبلیغات

تبیین کده - منافات ولایت فقیه با مردم سالاری...

تبیین کده؛ جایی برای گفتگو ، تعقل و تصمیم درست

شبهه,پرسش و پاسخ,انقلاب,اسلام,ایران,تبیین,شیعه,سنی,

شعر,کاشمر,محمدرضامحمدزاده,انصارالله,تحلیل,دانشجو,

آمریکا,بیداری اسلامی,سوریه,عراق,فلسطین,یمن,حزب الله

چرا انقلاب کردیم؟

چرا دین داشته باشم ؟ ؟

جشن هسته ای ؟

اگر اسلام دین حق و قرآن کتاب کاملی است، پس چرا مسلمانان در همه جای دنیا بدبخت و گرفتار و کفار (به ویژه در اروپا و آمریکا) بسیار پیشرفته تر و متمدن تر از مسلمانان هستند؟!

دلایل اثبات امام زمان

منافات ولایت فقیه با مردم سالاری...

در باره ی پاسور(ورق بازی) - فواید و مضرات

جلوگیری از استمنا(خودارضایی یا جلق زدن)

استمنا(جلق زدن)و دیدن عکس های تحریک کننده

New Page 2

اینجا مکانی است برای درد دل، گفتگو، تعقل و گرفتن تصمیمی درست !

منافات ولایت فقیه با مردم سالاری...
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 ساعت 03:17 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )

اصل ولایت فقیه با مردم سالاری یا همان دمكراسی منافات دارد. چرا یك نفر باید برای یك ملت تصمیم بگیرد؟!

10 آبان 1387- دقت بفرمایید كه این شبهه بر اساس چند فرضیه‌ی نادرست بنا شده است كه ذیلاً به صورت اجمال به آنها اشاره می‌شود:

- دقت داشته باشید كه «مردم سالاری یا دمكراسی به معنای آزادی مطلق» وجود خارجی ندارد و نمی‌تواند هم داشته باشد و فقط یك شعار عوام‌فریبانه است. لذا نظامات سیاسی جهان هر چقدر هم كه مدعی دمكراسی باشند، قوانین و چارچوب‌های به حق یا ناحقی وضع كرده‌اند كه همگان را موظف به رعایت آنها می‌دانند.
- مردم سالاری نیز از همین دسته شعارهای عوامفریبانه است. البته بسیار حایز اهمیت است كه مفاهیم شعارها و تحقق آنها را در كدام نظام مورد مطالعه قرار می‌دهید؟ به عنوان مثال در نظام اسلامی، «مردم سالاری» مشروعیتی ندارد. بلكه «خدا سالاری» حقیقت و واقعیتی خدشه‌ناپذیر است. چرا كه او مالك است و مابقی هر چه هست، مملوك و بنده‌ی او هستند. پس فقط خود او سالار و «ولی» است.

- در نظامات غربی نیز چنین سالاریتی واقعیت خارجی ندارد و اگر در بعضی از موارد رعایت شود نیز عقلانی ومشروع نمی‌باشد. چرا كه نظام اكثریتی یا به اصطلاح دمكراسی مبتنی بر رأی اكثریت (1+50) است. حال چه كسی گفته است كه در یك جامعه‌ی یكصد نفری اگر 51 نفر رأی واحدی داشتند (هر چند به ناحق)، سالار 49 نفر بقیه هستند. آیا آن 49 مردم نیستند؟! چه كسی اكثریت را سالار اقلیت كرده است؟! آیا اگر آن 51 نفر تصمیم بگیرند كه 49 نفر بقیه را از میان بردارند، آیا مجاز هستند كه با تكیه به شعار «مردم سالاری» چنین جنایتی انجام دهند و آیا جنایتشان به خاطر برخورداری از رأی اكثریت معقول و مشروع است؟!
- و اما در خصوص اصل شبهه مطروحه نیز دقت بفرمایید كه هیچ‌گاه یك نفر برای یك ملت تصمیم نمی‌گیرد كه ما بحث كنیم كه آیا این درست است یا خیر؟ بلكه این سخن نیز یك شعار و حربه‌ی تبلیغاتی است.
دقت بفرمایید كه اداره‌ی یك كشور مستلزم برخورداری از یك نظام سیاسی می‌باشد و هیچ نظام سیاسی وجود ندارد كه رأس هرمی برای خود تعریف نكرده باشد. به عنوان مثال:
در آمریكا قدرت در اختیار احزاب است و نه مردم و به رغم شعار آزادی احزاب، عملاً فقط دو حزب جمهوری‌خواه و دمكرات مسیحی هستند كه می‌توانند در انتخابات شركت كرده و به قدرت برسند!

در آمریكا (كه مدعی كامل‌ترین نظام دمكراسی است) احزاب نمایندگان خود را بدون حضور مردم انتخاب كرده و آنها را به مردم معرفی می‌كنند. سپس مردم به نمایندگان معرفی شده احزاب رأی می‌دهند و نمایندگان منتخب نیز در یك انتخابات تشریفاتی و از پیش تعیین شده،‌ رئیس جمهور را انتخاب می‌كنند.
اگر چه ظاهراً در آمریكا سیستم «كنترل قضایی» حاكم است و در صورت بروز اختلاف میان قوای مقننه و مجریه فصل الخطاب «دیوان عالی كشور» است – كه باز هم مبتنی بر حكم قضایی است و نه رأی مردم – اما جالب است بدانید كه اعضای دیوان عالی كشور را در زمان تأسیس یك رئیس جمهور انتخاب كرده است (نه رأی مردم). رئیس جمهورهای بعدی نیز حق عزل آنان را ندارند و آنان تا عمر دارند اعضای دیوان عالی كشور باقی می‌مانند. ولی اگر یكی از آنها از دنیا رفت با به علت بیماری‌های خاص و ... نتوانست به كار خود ادامه دهد،‌ باز رئیس جمهور وقت است كه جایگزین او را تعیین می‌كند. لذا (به ظاهر) رأس قدرت در نظام لیبرالی آمریكا رئیس جمهور است كه نحوه‌ی انتخاب آن نیز بیان گردید.

در اروپا (كشورهایی مانند فرانسه، انگلستان و آلمان) نیز به رغم آن كه برخی پادشاهی و برخی جمهوری هستند، نظام دو حزبی حاكم است و دبیر كل هر حزبی كه رأی بیشتری بیاورد (بدون نظر خواهی از مردم) به سمت صدر اعظمی یا نخست وزیری می‌رسد و حرف آخر را (به ظاهر) او می‌زند و در صورت بروز اختلاف نیز پارلمان با حضور نخست وزیری كه حرف آخر را می‌زند نقش ایفا می‌نماید.

در جمهوری اسلامی ایران،- از آن جهت كه فقط برای قوانین الهی مشروعیت قائل است - ولایت فقیه به عنوان رأس هرم سیاسی یا رأس نظام تعریف شده است. در هر استان، شهر یا روستایی (حوزه‌ی انتخابی)، افرادی كه خود فقیه هستند و می‌توانند فقیه واجد شرایط برای تصدی این مهم را بشناسند، خود را به مردم معرفی می‌كنند و مردم به صورت مستقیم به آنها رأی می‌دهند. فقهای منتخب مردم در مجلسی به نام «مجلس خبرگان» جمع می‌شوند و در میان فقها، فقیهی را كه بیش از دیگران واجد شرایط لازم برای رهبری می‌باشد را «شناسایی» می‌نمایند.
پس همان گونه كه شاهدید نقش مردم در نظام جمهوری اسلامی ایران، به مراتب پر رنگ‌تر و مؤثرتر از نظام‌های به ظاهر لیبرال و دمكرات است.
منبع : www.x-shobhe.com


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
choc دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 02:01 ب.ظ
This is really interesting, You're a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more of your wonderful post.
Also, I've shared your web site in my social networks!
foot pain after walking پنجشنبه 1 تیر 1396 12:52 ق.ظ
We're a gaggle of volunteers and opening a new scheme in our community.
Your web site offered us with helpful info to work on. You've performed an impressive process
and our entire group will be grateful to you.
sooaloisi.weebly.com پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 09:56 ق.ظ
I relish, lead to I discovered just what I used to be taking
a look for. You have ended my four day long hunt!

God Bless you man. Have a nice day. Bye
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
آخرین مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :